گزارش میدانی لقمان مداین منتقد سینما از جشنواره فیلم فجر: 86 درصد جامعه هنری و اهالی رسانه جشنواره فجر را تحریم کردند!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما و ادوار جشنواره فیلم فجر طی یادداشتی بر جشنواره فیلم فجر 1404 نوشت: جشنواره فیلم فجر هر ساله که برگزار می‌شود، با تحریم هایی فزاینده مواجه است، گویی بعد از انتخابات اینجا تنها جایی است که مردم زورشان می‌رسد به مدنی‌ترین شکل ممکن اعتراض خود را ابراز کنند، مسئولانش می گویند تمامش مجازی است، صف های طولانی و جمعیت پرشور را نشان می دهند تا ثابت شود که جمعیت آمده، اما به آمار که مراجعه کنیم در می یابیم تصویرها کاذب است و در میدان نیز فضا ملتهب می باشد.
برای آنهایی که در ادوار جشنواره حضور داشتند پرواضح است که آمار دقیق استقبال مردم از نیم ساعت اول پیش فروش بلیط مشخص می شود، اما برای اینکه آمار ما دقیق تر باشد و انصاف را رعایت کرده باشیم بازه دو روزه را ملاک قرار دادیم، امسال در 48 سال اول حدود 39 هزار نفر بلیط جشنواره خریدند، این در حالی است که پارسال یعنی 1403 حدود 117 هزار نفر اقدام به خرید بلیط کردند، در 1402 حدود 88 هزار نفر، 1401 حدود 17 هزار نفر، 1400 حدود 14 هزار نفر، سال 1399 حدود دو هزار نفر و در سال 1398 نیز حدود 6 هزار نفر در بازه زمانی 48 ساعت اول برای خرید بلیط مراجعه نموده اند.
سال گذشته با آمدن پزشکیان فضای امید در جامعه رشد کرد، همین کافی بود تا جامعه نسبت به جشنواره فجر امیدوارتر باشند، حضور نیز بیشتر بود، اما با دیدن آثار رانتی راه یافته به فجر که رنگ و بوی اختلاس های قانونی داشتند و باید مورد تحقیق و تفحص کمیته ای حقیقت یاب قرار می گرفتند و همچنین حواشی صورت پذیرفته در فیلم های پیرپسر و قاتل وحشی و نیز کیفیت پایین آثار راه یافته به مسابقه جملگی دست به دست هم دادند تا افراد نسبت به حضور در دور بعدی دچار تردید شوند که با فجایع تلخ روزهای اخیر تردیدها به قطعیت رسید.
باری، اگر آمار 117 هزار نفری پارسال را کنار آمار 39 هزار نفری امسال قرار دهیم، گواه بر این است که حدود 67 درصد اهالی هنر و رسانه فضای جشنواره را تحریم کردند، درسته؟ با اینکه رقم بالایی است اما نه! این یک تله آشکار در محاسبه است، که ما را به خطا بیاندازند.
برای اینکه آمار سنجی ما درست تر باشد به جشنواره سر زدم، برج میلاد را به عنوان کاخ فرعی در اختیار کارمندان ریاست جمهوری و شهرداری تهران قرار دادند تا با خانواده حضور پیدا کنند، کاخ اصلی هم که پردیس ملت است را پاتوق خبرنگاران ملتزم و دست اندرکاران موسسه اوج، حوزه هنری و موسسات فرهنگی هنری کردند که جملگی در طیف سازندگان آثار چهارچوب مند! هستند.
فضای جشنواره حکومت نظامی است، تمامی رسانه ها و منتقدین مستقلی که در ادوار گذشته واژه ای به نقد جشنواره نگاشتند را در لیست سیاه گذاشتند، انتخاب ها گزینشی است، فقط مناها اجازه ورود دارند، هیچکس نباید به نقد محتوایی آثار جشنواره بپردازد، توجیه کردند که محتواهای مساله دار نقد نشوند و فیلم های اینچنینی را با زدن ساختار فیلم سازی نقد کنید که در غیر اینصورت با نقد معنا محور آبرو پیدا می کنند، هر قلمی که در خلاف این روال گام بردارد بایکوت می شود، همه باید سفید شویی کنند.
جمعیت را کمتر کردند چون هیچ شرکتی حاضر نشده برایشان سرمایه گذاری کند، توان ارائه آب و چای هم ندارند، تهیه غذای فارسی گویا رقیب میهن شده، مسئولیت تامین شام‌شان را برعهده گرفته و برای تامین چای به ناچار ایستگاه صلواتی زدند.
فیلم سازان آنقدر جشنواره را تحریم کردند و آثار خود را نفرستادند که حضرات مجبور شدند تعداد را کاهش قابل توجهی دهند، دو سانس از هر روز یعنی مجموعا 22 فیلم کم آوردند و مجبور شدند این ده روز را با سه سانس پیش ببرند، آن هم با آثاری در سطح سیمای میلی! از همین سه سانس نیز برخی فیلم ها به هر بهانه ای اثر خود را نفرستادند تا به جمع تحریم کنندگان بپیوندند، راستی هیات انتخاب را هم حذف کردند تا دیتای پشت پرده دوباره نشت نکند و آبرویشان بیشتر از پیش نرود، هنوز چوبی که سر پیرپسر و قاتل وحشی خوردند جایش درد می کند، با افشاگری اخیر الناز شاکردوست مشخص شد که سیمرغ ها نیز از پیش تعیین شده است، بگذریم.
فردی را می بینم که می خواهد به تماشای فیلم برود، از عوامل است، می گوید جمعیت را دو تکه کردند تا فضا متشنج نشود، کنترل فضایی یکپارچه بخاطر شرایط اخیر دشوار بود، با عزیز دیگری صحبت می کنم، روزنامه نگار است، می گوید اجازه ندادند حضاری که با لباس سیاه مشخص به جشنواره آمدند تا بگویند هم درد مردم هستند و عزادارند را پوشش دهیم.

خبرنگار دیگری را می بینم، فیلم نیم‌شب اثر مهدویان را دیده، می‌گوید رفتارش با آن خبرنگار که سوال بیجایی نپرسیده بود وحشتناک بوده، رسانه های را هم خفه کردند تا فضا متشنج نشود، می گفت توهین مهدویان به اهالی هنر ناشی از بایکوت شدنش توسط هنرمندانی بوده که حاضر نشدند در فیلمش بازی کنند، می‌گوید آنقدر حاکمیت بی‌سواد است که بودجه داده تا با ساخت فیلم اسراییل را محکوم کنند اما نفهمیده مهدویان در فیلم نیم‌شب جمهوری اسلامی را محکوم کرده، کاراکتر سردار نجات جانشین قرارگاه ثارالله را با همان کیفیت گریم کرده و رسما نشان می دهد که او با قراردادن خانه های امنیتی در کنار بیمارستان، مردم و بیماران و کودکان را سپر بلای حاکمیت کرده، با پیام ابتدای فیلم که می گوید بر اساس واقعیت ساخته شده یعنی مهدویان مدعی شده سپر انسانی که اسراییل ادعا می کرد درست است، عیان می کند پیش از اصابت موشک بدنه امنیتی مطلع می‌شده و از ساختمان می رفته اما بقیه سکنه را مطلع نمی کرده، همین امر نشان می دهد که از نگاه مهدویان کشته سازی ترفند چه کسانی است، باز هم بگذریم.
داشتم درباره آمار می گفتم، جمعیت فعلی همان جماعت سال 1401 هستند که در جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشتند، کسانی که در اوج فضای تحریمی حاضر نشدند جشنواره را تحریم کنند و در میدان حاضر شدند، یعنی حدود 17 هزار نفر طبق آمار رسمی، این رقم نشان می دهد که اهالی هنر و رسانه حاکمیت سرجمع 17 هزار نفر می باشند که از پایین ترین عضو که ریل گذار صحنه باشد تا راننده و کارگردان و تهیه کننده این طیف به جشنواره آمدند، پس این جمعیت همیشه هستند، مثل آن ۱۴ میلیون نفری که در انتخابات تحت هر شرایطی شرکت می کنند تا به کاندیدای مشخص خود رای دهند، حالا اگر جمعیت حدودی 117 هزار نفری در 48 ساعت اول را با این رقم 17 هزار نفری خالص شده مقایسه کنیم نشان می دهد حدود 86 درصد جامه هنری و اهالی رسانه کنار مردم ایستادند و حاضر به حضور در جشنواره نشدند.
با توجه به مجموع آثار امسال که از قوه قضائیه تا سپاه و ناجا و ارگان های دیگر سرمایه گذار آن بودند، طبیعی است که افزایش جمعیت کاذب از سوی جامعه آماری آنها مثل کارمندان و خانواده و اقوام و دوستان شان با انبوهی از فرزندان خردسال تامین شده و ربطی به اهالی هنر و رسانه ندارند.
به قول عزیزی می گفت هر اندازه ضریب داد و فریاد و ناسزا پشت تریبون فجر بلندتر و بیشتر می شود معنایش این است که سوزش و درد تحریم مردم را بیشتر حس کرده اند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا