فشارهای پنهان بر تلویزیون آمریکا؛ آیا FCC بدون ممنوعیت، آزادی بیان را محدود میکند؟

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، ماههای نخست سال ۲۰۲۶ نشانههای نگرانکنندهای درباره آینده آزادی بیان در تلویزیون آمریکا به همراه داشته است. شبکهها با ممنوعیتهای مستقیم مواجه نیستند، بلکه با کمپینی از فشارهای سیاسی فزاینده و ابهامهای حقوقی روبهرو هستند که از گسترش تهاجمی اختیارات نظارتی ناشی میشود.
Brendan Carr، رئیس Federal Communications Commission، اخیراً تهدید کرده است مجوز ایستگاههای خبری محلی را که پوشش جنگ ایران را — به ادعای او — «جعلی» پخش کردهاند، لغو خواهد کرد. اظهارات او بازتابدهنده بسیاری از مواضع تند و ضد رسانهای است که سالها از سوی Donald Trump مطرح شده، اما کارشناسان سیاستگذاری عمومی این تهدیدها را عمدتاً توخالی و احتمالاً غیرقانونی ارزیابی کردهاند.
کمیسیون ارتباطات فدرال در دهههای اخیر هیچگاه مجوزی را رد نکرده و هرگونه تلاش در این مسیر میتواند به نبردی طولانی و احتمالاً بازنده بر سر متمم اول قانون اساسی برای کار و ترامپ تبدیل شود. با این حال، حتی قابلیت اجرایی بودن این سیاستها نیز چندان تعیینکننده نیست. FCC برای تغییر رفتار شبکهها نیازی به لغو مجوزها ندارد؛ کافی است فضای ترس از دعاوی حقوقی پرهزینه و طولانی را ایجاد کند تا خودسانسوری بهتدریج به یک هنجار جدید در صنعت تبدیل شود.
در همین حال، نبرد مهم دیگری پیرامون قانون «زمان برابر» FCC در جریان است؛ قانونی که اکنون برنامههایی مانند «The Late Show with Stephen Colbert» در شبکه CBS و برنامه «The View» در ABC را زیر ذرهبین قرار داده است. این قانون که الزام میکند در صورت حضور یک نامزد سیاسی، زمان پخش مشابهی به رقبای او داده شود، اکنون به شکلی بیسابقه وارد حوزه برنامههای سرگرمی شده است؛ تغییری که تا حد زیادی ناشی از رویکرد جدید کار است.
این تنشهای بوروکراتیک باعث شکلگیری گمانهزنیهای گسترده درباره آینده شبکههایی مانند CBS شده است. در شرایطی که تحرکات شرکتی Paramount Global برای خرید Warner Bros. Discovery و همچنین استخدام بحثبرانگیز Bari Weiss بهعنوان سردبیر مطرح است، افزایش فشارهای احتمالی FCC نمونهای از چگونگی تأثیرگذاری نهادهای نظارتی بر این موضوع است که نه چه چیزی گفته شود، بلکه آیا اساساً چیزی گفته شود یا نه.
در ادامه، چهار نقطه حساس که این فشارها از طریق آنها میتواند تلویزیون را دگرگون کند، مورد توجه قرار گرفته است:
اگر قانون «زمان برابر» سیاست را به ریسکی برای هالیوود تبدیل کند
قانون زمان برابر با هدف ایجاد عدالت در پوشش سیاسی طراحی شده، اما تفسیر سختگیرانهتر آن میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. در برنامههای گفتوگومحور شبانه و روزانه، دعوت از یک سیاستمدار دیگر صرفاً یک انتخاب خلاقانه نخواهد بود، بلکه به یک ریسک حقوقی تبدیل میشود. حتی یک حضور میتواند تهیهکنندگان را مجبور کند زمان مشابهی به رقبای اصلی و حتی نامزدهای کمتر شناختهشده اختصاص دهند. در چنین شرایطی، مدیران شبکهها ممکن است به این نتیجه برسند که سادهترین راه، حذف کامل سیاستمداران از برنامههاست؛ اقدامی که دامنه و تأثیر طنز سیاسی را کاهش میدهد.
گسترش خودسانسوری در سرگرمی و خبر
مجوزهای پخش همچنان یکی از ابزارهای فشار دولت فدرال بر شرکتهای رسانهای است، بهویژه از آنجا که این مجوزها به ایستگاههای محلی وابستهاند. هرگونه ادغام، خرید یا انتقال مجوز باید از فیلتر FCC عبور کند و همین موضوع به نهاد ناظر امکان میدهد بر سیاستهای تحریریه، استخدام و برنامهسازی تأثیر بگذارد. حتی بدون مجازات مستقیم، آگاهی از وجود چنین اهرم فشاری — آن هم در معاملاتی چند میلیارد دلاری — میتواند رفتار شبکهها را تغییر دهد.
فاصله گرفتن روزافزون میان روزنامهنگاران، طنزپردازان و مخاطبان
تلویزیون پخش سراسری زمانی فضایی مشترک برای تلاقی خبر، فرهنگ و سرگرمی بود. اما اگر طنز سیاسی برای شبکهها به یک ریسک تبدیل شود، این گفتگوها یا از هالیوود حذف میشوند یا به پلتفرمهای دیگر منتقل خواهند شد. چنین روندی موجب تکهتکه شدن بیشتر گفتمان عمومی میشود و مخاطبان را وادار میکند تصویر خود از جهان را از منابع پراکندهتری بسازند.
حرکت بهسوی «اشتراک پولی» برای آزادی بیان؟
در صورت محدودتر شدن فضای پخش، گفتگوهای سیاسی احتمالاً به حوزههای خصوصیتر منتقل میشوند. شبکههای کابلی، سرویسهای استریم، پادکستها و پلتفرمهای مستقل که خارج از چارچوب مجوزدهی FCC فعالیت میکنند، ظرفیت بیشتری برای جذب این محتوا دارند. این فضاها گرچه آزادتر به نظر میرسند، اما به مدلهای اشتراکی، الگوریتمها و مخاطبان خاص وابستهاند.
این تغییر مسیر پیشتر نیز آغاز شده و آیندهای شکننده برای تلویزیون ترسیم میکند. پخش سراسری سالهاست که به دلیل تغییر عادات مخاطبان و کاهش درآمد تبلیغاتی با افت مواجه شده و فشارهای نظارتی میتواند این روند را تسریع کند. نتیجه ممکن است مهاجرت سازندگان و مخاطبان به فضاهایی باشد که سریعتر و آزادتر به نظر میرسند، اما دامنه نفوذ کمتری دارند.
در نهایت، تلاشهای FCC تحت مدیریت برندن کار میتواند قوانینی که برای حمایت از آزادی بیان طراحی شدهاند را به ابزارهایی برای محدودسازی آن تبدیل کند؛ روندی که ممکن است تلویزیون سراسری را در سکوت و بدون ممنوعیت رسمی، به حاشیه براند.







